ربات همراه

لینوکس امروزه داره در تمام عرصه ها خودش رو نشون می ده. از کامپیوتر های شخصی گرفته تا سیستم عامل برای ماشین لباس شویی! اما یکی از ضمینه هایی که در جهان ( به خصوص از نوع سومش! ) مورد توجه قرار داره، گوشی های تلفن همراه هست. سیمبین مدت زیادی بود که بازار سیستم های عامل گوشی  رو تحت اختیار خودش گرفته و حتی فرصت عرض اندام زیادی رو به ویندوز هم نداده! اما این اواخر سیستم های عامل لینوکس به صورت جدی وارد این عرصه شدند. [ ادامه مطلب ]

۱۶ دی ۱۳۸۷

این موجود سریع

کنسول سگا هنوز یادتون هست؟ همین چند سال پیش بهترین کنسول های بازی موجود در بازار همین کنسول های ۱۶ بیتی مثل سگا و نیتندو بودند! در همون زمان ها، بازی های جالبی هم طراحی شدند که بعضی از اون ها به تاریخ پیوستند. یکی از این بازی های سونیک بود. Sonic the Hedgehog نام یک شخصیت بازی بود که به نظر یک موش ( البته موش نیست! ) می اومد که با سرعت صوت حرکت می کرد و به شکل جالبی هم می پرید! [ ادامه مطلب ]

۷ دی ۱۳۸۷

کریسمس مبارک!

Tree In Snow

۴ دی ۱۳۸۷

لذت زندگی

Kenny G یک ساکسیفونیست آمریکایی هست که در سال ۱۹۵۶ متولد شد. موسیقی حرفه ای رو از سال ۱۹۷۳ شروع کرد و با آلبوم Duotones به اوج شهرت خودش رسید. همین چند وقت پیش، دوستم یکی از آلبوم های قدیمی کنی جی  به اسم Breathless – محصول سال ۱۹۹۲ – رو برام آورد. توی این آلبوم قطعه ی بود به اسم The Joy of Life ( لذت زندگی ) که واقعا زیبا بود و حیفم اومد که اون رو نشنوید:

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

۳ دی ۱۳۸۷

آناتومی یک ربات

هرچقدر که زمان جلوتر می ره، نیاز به اتومیاسیون در زندگی آدم ها بیشتر می شه. یکی از نمونه های بارز اتوماسیون در زندگی، ربات ها هستند! امروزه خواه نا خواه ما کاربر مستقیم و یا غیر مستقیم ربات ها هستیم. اما شاید کسانی باشند که – مثل من – فقط به کاربر بودن قانع نباشند و بخوان که خودشون هم ربات طراحی کنند. کتابی که امروز می خوام معرفی کنم، کمک خوبی به اونها می کنه. [ ادامه مطلب ]

۲۸ آذر ۱۳۸۷

آگاتا کریستی

و اما کتاب، دوست ساکت من! من تقریبا خوره کتاب دارم ! از هر موضوعی که به ذهنتون برسه E-Book روی هاردم پیدا میشه. به خاطر همین تصمیم گرفتم در راستای نهادینه کردن فرهنگ کتاب خوانی (!) هرچند وقت یه بار یک کتاب به دوستان معرفی کنم. این بار به خاطر این که دفعه اوله، سنگ تموم گذاشتم و هرچی کتاب از یکی از نویسنده های محبوبم – آگاتا کریستی – داشتم رو براتون آماده کردم. حدود ۶۰ تا کتاب! [ ادامه مطلب ]

۲۷ آذر ۱۳۸۷

و چنین شد

در یک شهر کوچک از کشور اتریش به دنیا آمد. پدرش یک کارمند ساده گمرک بود و مادرش یک زن خانه دار. آنها شش فرزند داشتند که همگی به جز او و خواهرش در کودکی مرده بودند. پدرش شدیدا با نقاش شدن اون مخالف بود و عقیده داشت که هیچ کس نمی تواند با نقاشی زندگی خود اداره کند. وقتی ۱۴ ساله شده بود پدرش فوت کرد و نگهداری از خواهر و مادرش به دوش او افتاد. چهار سال بعد مادرش نیز مرد. او تمام سهم خود ار ارثیه ناچیزی که از پدر و مادرش مانده بود را به خواهرش بخشید و به وین رفت تا زندگی جدیدی را شروع کند. [ ادامه مطلب ]

۲۲ آذر ۱۳۸۷

حقوق بشر

حقوق بشر یک تعداد قانون حیاتی برای ادامه زندگی راحت مردم هست. تاریخ حقوق بشر به اندازه عمر نوع بشر در روی زمینه. وقتی تو دوران باستان دو تا همسایه کنار هم کشاورزی می کردند و با صلح و آرامش زندگی می کردند در واقع حقوق بشر رو رعایت می کرند. اما قدیمی ترین نوشته باقی مونده حقوق بشر منشور کورش کبیر هست که در اون تصرف همراه با صلح بابل و نجات دادن مردم بابل از دست فرمانروای ستمگر اون رو شرح می ده. اما سال ها بعد از اون سازمان ملل متحد اعلامیه ای رو تصویب و منتشر کرد به اسم اعلامیه جهانی حقوق بشر که رکورد بیشترین ترجمه رو در کتاب رکورد های گنیس ثبت کرده. [ ادامه مطلب ]

۱۹ آذر ۱۳۸۷

دشمن نزدیک است

در جنگ جهانی دوم،‌ زمانی که آلمان نازی در اوج قدرت بود، لشکر کشی های رایش سوم به روسیه رسید. اکثر شهر های روسیه یکی بعد از دیگری سقوط کردند جر یک شهر، استالینگراد. از استالینگراد چیزی جر ویرانه و خاک باقی نمونده بود ولی باز هم نیروی های ارتش سرخ حاظر به عقب نشینی نبودند. چون نام خود استالین روی شهر بود، سقوط اون شهر ضربه تبلیغاتی بزرگی به اتحاد جماهیر شوروی وارد می کرد. ارتش سرخ با کمترین اسلحه و مهمات از شهر دفاع می کرد. فیلم Enemy at the Gates به بهترین شکل ممکن این داستان رو روایت می کنه. [ ادامه مطلب ]

سومین بار!

می دونید،‌ تجربه خوبی تو نگه داشتن وبلاگ شخصی ندارم! تا به حال سه بار با سه آدرس مخالف وبلاگ شخصی راه انداختم ولی هرکدوم ( به علت های متفاوت ) بعد از چند ماه بسته شده. به هر حال امید وارم لاقل این یکی رو خوب بنویسم و نگه دارم.

۱۸ آذر ۱۳۸۷